معين الدين نطنزى

195

منتخب التواريخ معينى ( فارسى )

اتا - قدس اللّه سرّه العزيز - پيش از دويست سال از آن واقعه خبر داد در آن سال واقع شد . سلطان غازى از آنجا متوجه ساغرج و سر فول برفت و به جمع كردن لشكر مشغول شد . ناگاه خبر رسيد كه امير اولجايتو و فولاد بوغا با لشكرهاى بسيار مىرسند . سلطان غازى از رسيدن ايشان متعجب بود كه ناگاه تغاى شاه برادر توزك كه زر خريدهء سلطان غازى بود گريخته آمد و تقرير كرد كه لشكر منكقلاى را امير اولجايتو و فولاد بوغا سركرده آمده‌اند و در نزديكى كمين كرده‌اند كه شب ناگرفت بيايند ، و امير حسين خود غول شده با ديگر امرا و ساير لشكر متعاقب مىرسند ، و قرار داده‌اند كه امير موسى و اوج‌قرا را بگيرند « 1 » . چون سلطان غازى بر كيفيت حال واقف گرديد لشكرهاى متفرقه و استمدادى را ترقال « 2 » فرمود و خود به همان ششصد مرد يك جهت كه داشت روى به طرف سمرقند نهاد و شبگير از دامن محلات گذشته متوجه تركستان شد . اوج‌قرا كه راه بسته بود مقابل شد و محاربه بنياد كرد . بهادران سلطان غازى به تعصب حمله كردند و اوج‌قرا را تا محلات بدوانيدند . بعد از آن روى به راه نهاده به تعجيل تمام روان شدند . قضا را در اين وقت بهرام جلاير قريب هفت هزار سوار از مغول آورده بود و در صيرام و تاشكند نشسته بودند . سلطان غازى با ايشان ملحق شد . بهرام جلاير يارليغ از پادشاه مغول آورده تركستان را به دست فروگرفته بود . و قطعا در آن ولا ملتفت حال سلطان غازى نشده و از علفه و علوفه هيچ‌چيز نفرستاد ، به مثابه‌اى كه ديه‌هاى زرخريدهء سلطان غازى را نيز تسليم ننمود . سلطان غازى با او گفت كه : دوبار از واسطهء تو خان و مان خود را خراب كرده با پادشاه و امير حسين ياغى شدم ، و تا غايت اين همه سرگشتگى به سبب تو مىكشم . امروز كه از اين به خانهء تو افتاده است تصور تو چنان است كه مگر دنيا ملك تو شده است و جهان را از مدبران تقدير به خود مقاطعه كرده‌اى . اميد دارم كه هم در اين نزديكى خداى تعالى ترا خوار در خانهء من سازد . اين بگفت و دامن افشانده به خانهء امير كيخسرو رفت . امير كيخسرو ، سلطان غازى را طوى داده تعظيم بسيار بجاى آورده و در آن طوى طريق قدا اندائى را مقرر كرده رقيه خانيكه را به جهت اميرزاده جهانگير نامزد كردند .

--> ( 1 ) . متن : و اوچ قرارها را بگيرند . ( 2 ) . متن : توسقال .